:: Forbidden Notebook :: دفترچه ممنوع ::
دفترچه ممنوع




Monday, August 08, 2005

٭
نميدونم آخه حسابداري چه ربطي به ادبيات و شعر داره ؟ امروز درست موقعي كه داشتم اسناد حسابداري رو ثبت ميكردم اين دو بيتي ها رو گفتم . عجيبه ! مگه نه ؟
اسم خودمم پائين شعرها مينويسم كه مطمئن بشين از خودمه :))
***
شباي بي ستاره ، فقط كارم دعا بود
درددلاي شبونه م ، حرفهاي بي ريا بود
حالا كه شبم سحر شد ، سياهي دربدر شد
رسيدن سپيدي ، بدون كار خدا بود
دريا
***
تو از راههاي دور و غرق نوري
تو پاكي و صميمي ، پر ز شوري
برام از مهربوني قصه ميگي
تو از نيرنگ اين دنيا به دوري
دريا





|



Comments: Post a Comment

Home