:: Forbidden Notebook :: دفترچه ممنوع ::
دفترچه ممنوع




Sunday, April 10, 2005

٭
بعضی ماجراها توی زندگی مثل يه خواب معمولی هستن . بيدار كه ميشی چيزی يادت نمياد .
بعضی ماجراها توی زندگی مثل يه رويا هستن . بيدار كه ميشی حس خوبی داری ولی آرزو ميكنی كاش بيدار نميشدی و ادامه داشت .
بعضی ماجراها توی زندگی مثل يه كابوس هستن . بيدار كه ميشی خدارو شكر ميكنی كه تموم شده اما يه حس بدی هميشه باهات همراه ميشه .
بعضی ماجراها توی زندگی مثل یه اتفاق عجیب هستن . بیدار که میشی از خودت میپرسی چرا ؟ چرا شروع شد ؟ چرا تموم شد ؟ اما به هیچ جوابی هم نمیرسی .
فقط آرزو میکنم که اتفاقات زندگیتون مثل کابوس نباشه .





|



Comments: Post a Comment

Home