:: Forbidden Notebook :: دفترچه ممنوع ::
دفترچه ممنوع




Tuesday, December 28, 2004

٭
روزهای ابری و بارونی رو خیلی دوست دارم . یه حس عجیبی پیدا میکنم . بیشتر وقتها تو هوای بارونی این شعرو با خودم زمزمه میکنم ولی این عقیده رو ندارم که روزای بارونی دلگیره برعکس . یه نشاط دیگه ای بهم میده .
یه روز دلم گرفته بود ، مثل روزای بارونی
از اون هواها که خودت ، حال و هواشو میدونی
اگه بخوام حالمو با ، واژه ها تعریف بکنم
تو هم منو ، شعر منو ، با همه حست میخونی
یه حالی داشتم که نگو ، یه حالی داشتم که نپرس
یه تیکه از روحمو من ، جایی گذاشتم که نپرس
یه جائی که میگردمو دوباره پیداش میکنم
حتی اگه کویر بشه ، بهشت دنیاش میکنم
اسم قشنگ شهرمو ، تو میدونی چی میذارم
دونه دونه کوچه هاشو ، به اسمای کی میذارم
آخه تو هم مثل منی ، مثل دلای ایرونی
وقتی هوا ابری میشه ، حال و هوامو میدونی
محمد علی بهمنی





|



Comments: Post a Comment

Home